ابو القاسم عبد الله بن محمد القاشانى
208
تاريخ اولجايتو ( فارسى )
و چون اين آوازهء غمزداى جانكاه به ايسنبوقا رسيد ، نايرهء خشم و غضب او تيزتر و افروختهتر شد ، و در اثناى اين حال از طرف مشرق از پيش اولجايتو سلطان ايلچيان قان بازگشته بودند و به زمين تركستان رسيده مقدّمهم بولان هيچانك با هشتاد و اند نفر نوكر به قصاص و انتقام آن كينه همه را مقبوض گردانيد و بر تيغ تيز معروض ، و جانوران از شير و يوز و سياه گوش و پيش كشهاى تنسوق كه براى قان مىبردند همه را نهب و غارت كردند و ايسنبوقا از سركين خشمگين ، باز به قصد طوغاجى و جونقور لشكر كشيد . به هنگام ملاقات بعد از مقالات و تعبيهء صفوف و تسويهء ميمنه و ميسره از مبادى صباح تا تمادى رواح در كارزار بودند . لب آجال در رخ آمال خنديدن گرفت و طيور ارواح از قفس اشباح پريدن . خون در رگهاى مبارزان به جوش آمد و سرها بر تنهاى بهادران به خروش . و از جانبين گروهى انبوه كشته و خسته شدند عاقبت رقعهء نبرد قايم آمد بطرح بريختند ، و فريقين عنان انصراف و انعطاف با محلّ خود دادند و چون حكم يرليغ قان بر آن جمله نفاذ يافته بود كه اعدا را از يورت خود مىرانند يايلاق و قشلاق ايشان با تصرّف خود مىگيرند ؛ چريك طوغاجى خصمان را تا سه ماهه راه براندند و با تصرّف خود گرفتند و سپاه پسران چوپان چهل روزه راه تا قامل گرفتهاند و ياغى را از يورت خود دور كرده . ايسنبوقا از انبوهى و استيلاء سپاه قان مستشعر شد و انديشيد كه اگر اعدا ما را برين منوال رانند ، عن قريب ولايت و الوس بر ما تنگتر از ديدهء كور و سوراخ مور شود و يورت و علفخوار نماند ، مصالح ما در آنست كه جانب مغرب و بلاد خراسان مفروز و مستخلص گردانيم تا زمان خوف فترت و نكبت و خطر بليت و خورت ( ؟ ) كه سمت اذيت دارد پناهگاه و مهربى و مفرّى باشد و بعلاوه و تبغيت ( ؟ ) قصاص داود خواجه را انتقام كرده آيد . دو برادر كبك و تركو 188 را با داود خواجه و بوقا برادر جنكشى و ييسور پسر